بسمه تعالی

تفکر انتقادی

تفکر انتقادی از مباحثی است که فلاسفه پیگیر آن هستند وبه نظر آنها می توان  نتایج مختلفی از جمله نتیجه فرهنگی فلسفه داشته باشد به نظر این فلاسفه دنیای مدرن نیاز به تفکر انتقادی دارد چون برای افرادی که در جامعه ی مدرن زندگی می کنند آرا ونظرات و مدهای مختلفی پیشنهاد میشود واین افراد باید از میان آنها یکی را انتخاب کرده و محور نقد و بررسی قراردهیم.این نوع تفکر در سنت اسلامی جایگاه ویژه ای دارد.تفکر انتقادی صورت جدیدی از منطق است که اولا سعی می کند مفاهیم ساده را در بر خورد انتقادی با افراد وارزیابی افکار به کار گیرد ثانیا از دستاوردهای بخش های دیگر فلسفه زبان،معناشناسی،نشانه شناسی،معرفت شناسی وامثال آن کمک می گیرد تا به سادگی بتواند افکار مختلف را ارزیابی کنیم.ایده ی اصلی این تفکر این بود که روشهای فلسفی وروشهای فکر کردن را به درون جامعه بیاورند که تنها راه آن از طریق آموش وپرورش وتنها دینی کردن آن است.

 تفکر انتقادی در اسلام

اگر تفکر انتقادی به معنای برخورد انتقادی با افکار باشد نه تنها درسنت فلسفه و علوم وحقوق اسلامی دارد بلکه در حوزه های علمیه ومتخصصان بخشی از توان آنها حرف انتقاد از آرای دیگران است.مقالات جدید تفکر انتقادی ریشه در فلسفه اسلامی دارد.بنابراین در تاریخ فلسفه اسلامی یک نوع سنت که هر فیلسوفی به آرای دیگران نگاه انتقادی داشته باشد وجود دارد وبا ابزار های منطقی نیز تلش کرده اند فلسفه ودیدگاه های دیگران را ارزیابی کنندولی فلسفه را ساده نکرده اند.

از دیدگاه جان دیویی فلسفه به عنوان دوست و رفیق یا رابط در کنار فراگیران قرار می گیرد و آن ها را وادار به تفکر می کند معلم سعی می کند به دیگران بیاموزد خود حقیقت را کشف کنند تا اینکه ملکه ذهن آنها شود وهمیشه برای آن ها باقی می ماند.

معلم نقش فعال دهی را دارد او می خواهد از روش های مناسب استعداد دانش آموز را بارور کند و به فعالیت برسد.به صورت اجمال در فلسفه،حضور در کلاس درس استاد وشهیدان مطلب از او می تواند استعداد های شاگرد را به فعلیت برساند.

 فعالیت های تشکیل دهنده تفکر انتقادی

تفکر فعال

تفکر انتقادی مستلزم استفاده فعال از هوش دانش وتوانایی ها برای مقابله موثر با موقعیت های  زندگی است .در تفکر فعال وقتی فرد موقعیت تصمیم گیری و انتخاب مواجه می شود فعالانه به جمع آوری اطلاعات می پردازد.

 موقیعت سوال

توانایی پرسیدن سوالات مناسب یکی از قدرتمند ترین ابزارهای تفکر است که اشکال ذیل اطلاعات  اسا سی سوال را مشخص می کند.

تفسیر:فرایندی است که طی آن سوالات که در کشف ارتباط بین افکار وحوادث پیرامون است بدست می آید.

تجزیه وتحلیل: فرایندی است که بوسیله آن سوالات یک موقعیت را به اجزای تشکیل دهنده آن تجزیه کرده ارتباط بین اجزاء وکل را می شناسد.

ترکیب و ارز یابی در فرایند سوالات: هدف کلی و یک نتیجه کلی هدایت وقضاوت بر اساس آنهاست.

منابع فکری  در تفکر انتقادی:

مراجع قدرت:یعنی اینکه اطلاعات قابل اعتماد یا اینکه غلط است.

کتب: نویسنده مورد اعتماد باشد ودلایلی برای اثبات عقاید خود داشته باشد

حقایق :براساس شواهد هستند وتجربه شخصی .

خصوصیات منتقدانه فکر کردن یا تفکرانتقادی:

بی تعصبی:کسی که میخواهد منتقدانه درموردچیزی مثل سیاست،مذهب،مسائل اجتماعی،اقتصادی،فکر کندباید ازتعصب به دور باشد .برای این منظور باید قبول کند که ممکن است حق با دیگران باشد وخودش اشتباه فکر کند.

تفاوت گذاشتن بین احساس ومنطق:

اگر دلایل منطقی وتجربی مشخصی برای قبول یک ایده در دست بود احتمالا" دلایل احساسی وروانشناسی هم برای قبول آن داریم در تفکر انتقادی این مسله اهمیت زیادی دارد که یاد بگیریم بین دو تفاوت قائل شویم چون احتمال دخالت دومی در اولی زیاد است .دلائل احساسی ما برای قبول چیزی ممکن است کاملا" قابل درک باشد اما منطق اماگر منطق پشت آن باور نباشد دیگر نباید اعتقادمان را منطقی بدانیم.

بحث کردن از روی علم نه جهل:

گاهی بعضی افراد با اینکه می دانند چیز زیادیدر مورد یک موضوع نمی دانند به پشیمانی از آن برمی خیزندکسی که درمورد موضوع انتقاد دارد نباید تصور کند که همه چیزرا درمورد آن موضوع می داند وباید به طرف مقابلش در بحث اجازه دهدکه نکته جدیدی در مورد آن موضوع به او بیاموزد.

 

منابع:

1-دکتر سیف-علی اکبر روانشناسی تربیتی پرورشی

2-دکتر شریعتمداری-علی اصول تعلیم وتربیت

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 | 12:28 | نویسنده : کیومرث کهزادی |

مهارتهای اجتماعی(مهارتهای زندگی)لازمه برقراری روابط متقابل با دیگران

روانشناسان،مهارتهای اجتماعی را چنین تعریف می کنند:

رفتارهای یاد گرفته شدهای که فرد را قادر می کند تا با افراد دیگر روابط متقابل داشته باشد و از خود پاسخ های مثبت بروز دهد و همچنین از رفتارهای نا مناسب اجتناب کند.

مهارت های زندگی برای افراد توانایی هایی هستند که به آنان کمک می کنند با موقعیت های زندگی،بویژه موقعیت های پر خطر به طور صحیح برخورد می کنند. وقتی این مهارت ها را کسب کردند، می توانند از ایجاد ارتباط با دیگران سازگارانه عمل کنند و بدون توسل به اعمالی که به خودشان و دیگران صدمه می زنند، مشکلات را حل می کنند. این مهارت ها عبارتند از:

مهارت خود آگاهی(آگاه شدن به خود)

اولین و زیر بنایی ترین مهارت از سری دهگانه مهارت های زندگی است. خود آگاهی عبارت است از شناخت ویژگی ها، صفات، رفتارها، عقاید، باور ها، توانایی ها و استعدادهای خود. این مهارت شامل آگاهی از نقاط ضعف و قوت خود، داشتن تصویری واقبینانه از خود، آگاهی از حقوق و مسئولیتهای خود، آگاهی از ارزشها و افکار و باورهای خود و آگاهی از احساس رضایت و نارضایتی ما از خود میباشد.

مهارت همدلی

همدلی یعنی این که بتوانیم زندگی دیگران را را حتی زمانی که در شرایط قرار نداریم درک کرده و بتوانیم انسان های دیگر را حتی وقتی با آنها نیز متفاوت هستیم پذیرفته و به آنها احترام بگذاریم. همدلی نوع خاصی از توجه داشتن به دیدگاه های دیگران است. همدلی دارای دو جزء شناختی و عاطفی است. جزء شناختی همدلی عبارت است از توانایی در شناسایی و نامگذاری حالات دیگران و توانایی در تشخیص و حدس دیدگاه های سخص مقابل . جزء عاطفی همدلی نیز تونایی نشان دادن پاسخ عاطفی مناسب است. یعنی در موقعیت های مختلف و در برخورد با اطرافیانمان بتوانیم دیدگاه ها ، طرز فکر، عقاید، و حالات عاطفی آنها از جمله خشم، ترس،غم،شادی و غیره را تشخیص دهیم و به طرز مناسب و شایسته ای به آنها جواب دهیم.

مهارت ارتباط بین فردی

همه ما در طول روز با افراد زیادی در ارتباط هستیم؛از پدر و مادر تا... در تمام این ارتباطات اطلاعات و مطالبی رد و بدل می شود که به این طریق می تونیم نیاز های خود را بر طرف کنیم.اولین و اساسی ترین نیاز های ما نیاز به زنده ماندن و نیازهای فیزیولوژیکی از قبیل آب،هوا و پوشاک است.دومین نیاز اساسی ما نیاز به امنیت و آرامش یا به عبارت دیگر سر پناهی امن و ایمن است مثل خانه امن،اما بسیاری از ارتباطات نیاز های مهم تر دیگری مانند نیاز های عاطفی و روانی را هم در بر دارد.

در سومین سطح از سلسله مراتب نیازها به نیاز تعلق خاطر یا نیاز های اجتماعی می رسیم.ما به دنبال یافتن کسانی هستیم که با انها احساس خوشبختی کنیم و از ارتباطات با آنها لذت ببریم و در کنار آنها تجارب بیشتری کسب کنیم.ما نیاز به معاشرت با دیگران،پذیرش وتایید آنها داریم.

آخرین سطح از نیاز های فردی نیاز به خود شکوفایی است،ما انسان ها به دنبال کمال خود هستیم.دوست داریم ابعاد جدیدی را در خودمان پرورش و دیدگاه های خود را بسط دهیم و مهارت های جدیدی را کسب کنیم.ما میخواهیم با محقق کردن ظرفیت های خود به بالا ترین حد وجودیمان برسیم.واقیعت این است که در روابط بین فردی حرکت ما در مسیر کمال و خود شکوفایی تسهیل می شود و راه را به ما نشان  میدهد.این توانایی به ما کمک می کند با دیگران همکاری و مشارکت بهتری داشته باشیم،به آنها اعتماد کنیم،مرزهای روابط با دیگران را تشخیص دهیم،دوستی های مطلوب را حفظ کنیم و خاتمه از ارتباطات به طور موثرتری رفتار کنیم.

مهارت ارتباطات موثر

همه ما برای ارتباط برقرار کردن با دیگران،صرف نظر از اینکه چقدر با آنها صمیمی یا ناآشنا هستیم،با صحبت و گوش کردن(گفتگو)ارتباط برقرار میکنیم .همکلاسی ها،دوستان،آشنایان وخانواده همه جزو شبکه گسترده ارتباطی ما هستند که امکان پذیرش،آرامش ودانستن احساس بهتری را برای ما مهیا می کنند. بزرگترین شبکه اجتماعی،ارتباطی وبهبود کیفیت روابط این شبکه،یکی از روش های بسیار مهم رسیدن به سلامت روان است.

در حقیقت درمهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه صحیح یک ارتباط کلامی وغیر کلامی بیاموزیم تا بتوانیم نظر ها،عقاید،خواسته ها،نیاز ها وهیجان های خود را  صحیح ابراز کرده وبه هنگام نیاز از دیگران در خواست کمک وراهنمایی کنیم.

ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیبها،ازجمله ترک تحصیل،کم سوادی،فقدان موفقیت تحصیلی،خشونت،بزهکاری واحتیاط است.به طورعمده،ضعف در مهارت های اجتماعی ازجمله توانایی برقراری رابطه موثردرکودکان ونوجوانان علت رفتارهای پرخاشگرانه یا گوشه گیری وانزواست.این افراد پرخاشگروناکام ومنزوی معمولا احساس حقارت کرده وعزت نفس ضعیفی دارند.به همین علت،وجودمشکلات روان پزشکی ازجمله افسردگی واضطراب دراین دانش آموزان زیاداست.در واقع ارتباط مفهومی است که از درون فرد برخاسته و به دیگران راه یافته واز فردی به فرد دیگر منتقل میشود. این مهارت شامل ارتباط کلامی وغیر کلامی،ابراز وجود،مذاکره،امتناع،غلبه بر خجالت و

 گوش دادنمی باشد.

 مهارت مقابله با هیجانات

احساسات وهیجانات بخش مهمی از زندگی و رفتارهای ما را تشکیل می دهد.احساس و هیجان رابطه  تنگاتنگی با هم داشته وگاهی معادل همدیگر به کار می روند.بروز هیجانات و احساسات بر حسب سن به 2 دسته هیجان های اولیه وثانویه تقسیم می شوند.

به طورکلی،باتوجه به اهمیت وقدرت هیجانات واحساسات،نحوه کنار آمدن با شیوه های کنترل ومدیریت احساسات و هیجانات از اهمیت خاصی برخوردار است.به طوری که امروزه اصطلاح هوش هیجانی در کناراستعداد تحصیلی وهوش مطرح است.

برای کاهش هیجان می توان از روش هایی مانند پرت کردن حواس،تنفس عمیق،درد دل کردن،صحبت کردن با یک دوست یا انجام کاری که احساس خوبی به ما می دهد؛پیاده روی،ورزش کردن و... همزمان با شناخت و کنترل احساسات وهیجانات دیگران نیز مهم است.

مهارت مقابله با استرس

استرس به هر موقعیت وشرایطی اطلاق میشود که تعادل وسازگاری ما را به هم میزند. پس نحوه کنار آمدن یا مقابله با استرسها،بسیار مهم وضروری است.منظور از مقابله یا کنار آمدن با یک استرس،کوششها و تلاش هایی است که ما برای از میان بردن، برطرف کردن یا به حداقل رساندن ویا تحمل آن انجام میدهیم.

 مهارت تفکر انتقادی

تفکر انتقادی یا نقادانه تفکری است که در جستجوی شواهد، دلایل ومدارک برای یک قضاوت ونتیجه گیری است.اولین جزء مهارت تفکر انتقادی،تفکر فعال است.یعنی وقتی با یک موقعیت تصمیم گیری مواجه شدیم ، باید فعالانه به جمع آوری اطلاعات بپردازیم ،احتمالات مختلف را بررسی و با افراد با تجربه و متخصص مشورت کنیم و سپس درباره تمامی این موارد به جمع بندی و نتیجه برسیم. دومین جزء مهارت تفکر انتقادی ، بررسی دقیق موقعیت ها با پرسش است در واقع توانایی پرسیدن سوالات یکی از قدرتمند ترین ابزار های تفکر است که غالبا استفاده ی چندانی از آن نمی شود.

این نوع تفکر به ما کمک می کند مسائل را از زوایای مختلف دریابیم و راه حل های مختلف مسائله و پیامد های آن را ارزیابی کنیم و بلافاصله راه حل های تازه ای برای مشکلاتمان پیدا کنیم.با استفاده از این مهارت تصمیم گیری های ما مناسب تر و مسائل را به طور علمی تر حل می کنیم و معلمان برای پرورش خلاقیت در کودکان باید به نحوه شکل گیری اندیشه خلاق در آنان توجه کنند.

 مهارت های حل مسئله

  آموزش مهارت حل مسئله یک فرایند چند مرحله ای است.اولین مرحله ی مهارت حل مسئله،خود آگاهی است. یعنی آگاهانه بدانیم در چه وضعیتی به سر میبریم. اصلی ترین شاخص خودآگاهی ما ،گفتار درونی ماست. حال اگر گفتار درونی ما مثبت باشد ،به طبع آن محتوای رفتاری واعمالی ما نیز مثبت خواهد بود واگر منفی باشد اعمال ما نیز منفی میشود بنابراین ، اولین ومهمترین مرحله حل مسئله این است که بکوشیم خود آگاهی منفی خود را با به کار بردن گفتارهای درنی مناسب مثبت کنیم.

مرحله دوم حل مسئله وتعریف دقیق مسئله است.به این منظور که مشکل را به شکل دقیق تعریف کنیم. بیشتر فکر کنیم وبا کمک روش های تفکر انتقادی و خلاق به بررسی بپردازیم.

مرحله سوم  مهارت حل مسئله،یافتن راه حل است. برای حل مشکل نیز احتیاج به راهکارهای علمی ومفید میباشد که پیش نیاز این مرحله،بارش تفکری (یعنی راه حل های متعدد و زیاد برای مشکل)است. مرحله چهارم مهارت حل مسئله ، ارزیابی راه حل هاست. در این مرحله به کیفیت توجه میشود.آنچه در این مرحله رخ میدهد ،اندیشیدن به مزایا و معایب راه حل هاست.نکته بسیار مهم آن است که راه حل به نفع خود ما و دیگران باشد.در این مرحله از روش(اگر آن وقت) برای ارزیابی میتوان استفاده کرد.



تاريخ : سه شنبه دوم آبان 1391 | 13:8 | نویسنده : کیومرث کهزادی |

چکیده :

یکی از سازمان های مهم و موثر در جهان امروز و آینده ، سازمان آموزش و پرورش است.سازمانی که الگوی

همه ی سازمان های رسمی جهان است و محور اساسی و اصلی آن انسان است . در این سازمان میلیون ها انسان ،

بهترین زمان خود را در فضای مدارس و انشگاهها به یادگیری و یاددهی می گذرانند. هدف غایی آموزش ، کسب

دانش است . درباره ماهیت دانش ، دیدگاه های گوناگونی وجود دارد.بدیهی است هریک از نظریه های روان

شناسی در بستر معرفت شناسی و فلسفی ویژه ای شکل گرفته است ،از این رو بازشناسی نظریه های روان شناسی

 معاصر در ارتباط با دیدگاه های معرفت شناسی و فلسفی برای دست اندرکاران آموزشی سودمند است . زیرا در

عمل این دیدگاهها بر روی جریان یاددهی – یادگیری ،به ویژه یادگیری اثر می گذارد. با توجه به این مطلب دراین

جابرای اطلاع خوانندگان با استفاده از اطلاعات و منابع گردآوری شده ، ابتدا ماهیت دانش از 3 دیدگاه معرفت

شناسی – فلسفی باز بینی می شود . این دیدگاهها عبارتند از : تجربی نگری ، عقلگرایی و فرهنگ گرا ، سپس به

طور گذرا تاثیر هر یک از این دیدگاهها را بر تعلیم و تربیت و نظریه های روان شناختی که به ترتیب عبارتند از :

روان شناسی رفتارگرا ،روان شناسی شناختی و روان شناسی فرهنگی  نشان داده می شود.در پایان ، برای روشن

شدن مطلب ، مثالی از مراحل یاد دهی –یادگیری یک موضوع واحد ، با بررسی از 3 دیدگاه فلسفی و روانشناختی

یاد شده ارائه می شود ، تا وجه تمایز آنها مشخص شود.دست اندرکاران نظام آموزشی ، به ویژه برنامه ریزان درسی و معلمان ، می توانند در عمل با استفاده از هر 3 دیدگاه به  صورت مکمل یکدیگر- به جای گزینش یکی از

آنها بهره مند شوند. این امر مستلزم شناخت هر دیدگاه است.

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | 15:19 | نویسنده : کیومرث کهزادی |
  • سوء زن
  • قالب وبلاگ